المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

635

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

و اگر فقط يكى كه دو شرط باشد ، به اين صورت كه قادر به ازدواج باشد ، امّا ميل به آن نداشته باشد و يا اشتياق به ازدواج داشته باشد ، امّا قدرت بر آن را نداشته باشد ، نه مكروه است و نه مستحبّ . اين قول نيز به دليل عموم آيه و حديث مخدوش است و نيز به دليل روايت صحيحى كه از رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) وارد شده است كه فرمود : « من أحبّ فطرتى فليسنّ بسنّتى و من سنّتى النّكاح » ؛ يعنى : » هر كسى دين مرا دوست دارد ، بايد سنّت مرا ، راه و روش خود قرار دهد و يكى از آنها نكاح است » . « 1 » 3 - استحباب ازدواج كردن و ازدواج دادن شامل مرد و زن ، غنى و فقيرء و مشتاق و غير مشتاق به ازدواج مىباشد . برخى نيز گفته‌اند كه : مراد از « فقراء » در آيه ، نيازمندان به ازدواج مىباشند ، كه ظاهر آيه ، اين قول را دفع مىكند . 4 - در آيهء شريفه دلالتى است بر اينكه مهريّه و نفقه از شرايط نكاح نيست و اين پرواضح است و به همين دليل زوجه ، حقّ فسخ عقد را در صورت عجز زوج از پرداخت مهريّه را ندارد . بلكه ، قدرت مذكور ( قدرت بر دادن مهر و نفقه ) شرط در وجوب قبول ازدواج براى شخص هم كفو است . در موقع عقد مىتواند بپذيرد يا رد كند . 5 - در آيه اشاره شده است كه : عبد و كنيز در نكاح خودشان استقلال ندارند و گرنه بر خود مولى به ازدواج دادن آنها امر نمىشد و نيز اشاره شده است مولى ولايت دارد عبد و كنيز را براى ازدواج مجبور كند . 6 - در آيه اشاره شده است كه : فقر و نيازمندى مانع از رغبت نكاح به خاطر ترس از نفقه نيست ، چرا كه خزائن فضل خداوند متعال نه كم مىشود و نه پايان مىپذيرد و به همين دليل هم در انتهاى آيه آمده است : « وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ » ؛ تا تعليلى باشد براى بىنياز كردن بندگانش با قدرت او بر إغناء و علم حضرت بارى تعالى بر مصالح بندگانش . * * * [ 292 ] آيهء دوّم : « وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً ، حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » « 2 » ؛ « و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمىيابند ، بايد پاكدامنى را پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بىنياز گرداند » ؛ يعنى : اگر فقير از افزونى فقر به سبب

--> ( 1 ) . كنز العمّال ، ج 16 ، ص 272 ، رقم حديث ، 44413 ( 2 ) . سورهء نور آيهء 33 .